عشق خالص من
دلتنگی های من
| ||
|
برای اینکه دوستم بداری همیشه ی خدا یک قدم از خودم فاصله می گیرم سرمه ی مادر بزرگ را به چشمانم می کشم گلبرگ لاله عباسی ها را به گونه هایم مقابل آینه می ایستم تا او پیراهنی که تو دوست داری تنم کند. مرواریدی از حرف های قشنگ دور گلویم می بندم با آنها جمله هی می سازم که تو دوست داری جعد گیسوانم را اتو می کشم. به لک های صورتم سفیدآب می مالم وقتی که قددم کنار تو آب می رود کفش های پاشنه بلند مادرم را می پوشم حاضر می شوم جانم را بدهم تا نخ بادبادک دوستی ات را به انگشتانم ببندی اما تو همیشه ی خدا با دگمه های پیراهنم بازی می کنی و با نگاهی که من دوستش دارم به پشت سرم خیره می شوی نظرات شما عزیزان: |
|
[ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |